مهرگان بر تمامی ایران دوستان خجسته باد
زیستگاه آریایی ها:
<< تنها مورد استعمال مجاز اصطلاح آریایی در باره اقوامی است که در ازمنه باستانی خود ، خویشتن را آریا مینامیدند .
هندیان [ 1] و ایرانیان ( پارسیان) [ 2 ] و مادها[3] و اسکیت ها [ 4] و آلان ها[ 5 ] و و اقوام ایرانی زبان آسیای میانه [7] خود را آریا می خوانند.
( ا.م.دیاکونوف << تاریخ ماد>> ، ترجمه کریم کشاورز، انتشارات علمی فرهنگی ، 1380، ص142 ، سطر های 5 تا 9)
( اسناد در صفحه 482-481 حاشیه فصل دوم )
[ 1] عادتهً در وداوغیره.
[ 2] داریوش اول در کتیبه نقش رستم « a » میگوید که او « هخامنشی و پارسی و فرزند پارسی وآریایی و از خاندان آریایی هاست »
[ 3 ] هردوت « در عهد باستان همه ایشان را آریایی می خواندند » سپس چنان که رسم یونانیان بوده افسانه ای در منشاء این اصطلاح می آورد و مادیهارا ( medoiهمان madoi است منتهی به لهجه یونانی ) از زنی که قهرمان یکی از افسانه های یونانی بوده است یعنی مدیه ( medei ) میداند .
[ 4] و/.ای. آبایف ، زبان و فرهنگ عامیانه آستی ( آسی ) ، I، مسکو – لنینگراد ، 1949ص 156: - aria-
« قبیله اسکیتی » .
در نامهای خاص :
Ariantas > aria – vanta
Ariapeiths > aria – paiva
Ariaramnes > aria – ramna
( نامی که در خاندان هخامنشی وجود داشته و پارسیان نیز ار آن اطلاع داشته اند )
Ariapharnes > aria- farna
و در اسم ها متأخرتر ی :
Alexsathos < alyexsarv < aria – xsarva
[ 5 ] A.A.Freidman , ossetica - ala (1) an< alyan < aryana
[ 6 ] اسامی خاص فراوان اقوام مذکور که با Arya ( آریا – آریایی ) تشکیل شده شاهد این مدعی است .
مثلاً در زبان پارت ها ( اسناد نسا نزدیک اشک آباد – عشق اباد ) آریا برزن(Aryabarzab) و آریانی یستک ( Aryaniyastak) آمده است .
( ای.م.دیاکونوف و م.م.دیاکونوف و و.آ. لیوشیتس. بایگانی پارت ها در نسا VDI، سال 1953شماره 4
ص 116 ) و بسیاری اسمی دیگر.

فدای کوروش

